تبلیغات
مقــــــــالات علمـــــــی مدیـــــــریت آمــــوزشــــــــی - کارآفرینی
 

کارآفرینی

نوشته شده توسط :محـــسن مهــرگانی
جمعه 28 آبان 1389-01:07 ق.ظ

فرهنگ کارآفرینی سازمانی

 

سیدعلی­اكبر غلامیان. رضا ویسی. حسین نازكتبار

 

 

 

 

 

چکیده

كارآفرینی، مفهومی است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. به تعبیری دیگر، كارآفرینی، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پیشرفت بشر در عصر مدرنیته، تلقی می‌شود. به زبان ساده، ”كارآفرینی“ همان فرایند تاسیس و یا توسعه كسب‌وكار، برمبنای یك فكر و ایده نو است. كارآفرینی، به منظور رشد و نمو در جوامع، نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. با توجه به اهمیت كلیدی كارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شركتهای كوچك و متوسط)،‌ كشورهای مختلف، برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارك دیده‌اند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویایی‌شان را ادامه دهند. بنابراین، شناسایی عوامل موثر بر ایجاد و توسعه فرهنگ كارآفرینی در جامعه و نیز ویژگیهای منحصر به فرد كارآفرینان در سازمان شغلی یك فرد در دنیای امروزین به عنوان عنصر رشد و توسعه از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی محسوب می­شود؛ به گونه­ای كه عنصر كارآفرینی به عنوان موتور حركتی تولید و توسعه اقتصادی و از سویی پرورش‌دهنده و تقویت كننده روحیه سرمایه­گذاری و بهره­وری در نیروی انسانی تلقی می­شود. از همین رو مقاله حاضر نیز با دیدگاه توصیفی- تحلیلی، مؤلفه­ها و عوامل تأثیرگذار بر ایجاد و توسعه فرهنگ كارآفرینی در سازمانها را برشمرده و به تشریح هر یك از آنها می­پردازد

.

 

مقدمه
فرهنگ را می‌توان مجموعه‌ای از باورها، آیینها، اندیشه‌ها، آداب و رسوم، و ارزشهای حاكم بر یك جامعه دانست. به دیگر سخن، فرهنگ مقوله‌ای است كه در سطح جامعه، گروه و در تعامل میان آنها معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل میان افراد آن جامعه را بیان می‌كند.
از سوی دیگر اگر از دیدگاه ”شیوه زندگی“ به فرهنگ بنگریم، نمی‌توانیم آن را از مقوله كار و نحوه كسب درآمد نیز جدا بدانیم. كار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر یكدیگر تاثیر متقابل داشته‌اند. روشهای رایج كسب درآمد تا حد زیادی بر نحوه رفتار افراد و تعامل آنها با یكدیگر موثر است. گسترش كارآفرینی نیز به عنوان عامل ایجاد اشتغال و تولید ثروت در جامعه، نتایج فرهنگی ویژه‌ای را در پی خواهد داشت كه قابل تامل و بررسی است. در واقع بدون توجه كافی به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفرینی» نمی‌توانیم به شـاخصهای رشد و توسعه كه از طریق تغییر در رونــد تولید،‌ بهره‌وری و توان­افزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم.

 

ادبیات کارآفرینی
فرایندی كه بتوان با استفاده از خلاقیت، عنصر جدیدی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسك و به كارگیری دیگر عوامل، به وجود آورد، كارآفرینی گویند. كارآفرینی فقط فردی نیست، سازمانی هم می‌تواند باشد.
به عقیده «آرتوركول» كارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند كه شامل یك سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. از دیگر سو «روبرت نشتات» فرهنگ كارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصتها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یك كسب ‌و ‌كار می‌داند. (داریانی، 1380) جامعه­شناسان و روانشناسان، ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگیهای شخصیتی آن را بررسی کرده­اند. بی­شک در توسعه فرهنگ کارآفرینی نیز عوامل متعددی دخیل هستند که ضروری است، درجه تاثیرگذاری هر یک از آنان مشخص شود.

 

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی پارسنز
پارسنز، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریه‌های خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، نظام اجتماعی و دینی بیان كرده است، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه می­داند که در پرتو آن، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقشهای تولیدی بالا می­رود. در همین خصوص باید به شیوه جامعه­پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سخت­کوشی، پشتکار و وقت شناسی اشاره كرد.

 

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر

ماکس وبر جامعه­شناس بزرگ آلمانی در تشریح تبیین چگونگی شکل­گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایه­داری در مغرب زمین به مفهومی اشاره می­کند که این مفهوم به زبان امروزی، همان فرهنگ کارآفرینی است. وبر توسعه فرهنگ كارآفرینی را متأثر از چهار عامل تشویق به كار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه‌ریزی برای آینده و صرفه جویی می‌داند.

 

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی مك‌كله‌لند
مک کله­لند، روانشناس اجتماعی معاصر، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح كرد. وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند، نرخ سرمایه­گذاری، خطر­پذیری در آنها پایین است و به تبع آن توسعه­نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است، نرخ سرمایه­گذاری و خطر­پذیری نیز بالاست. در این جوامع، افرادی پیدا می­شوند که کسب و کار جدیدی راه­اندازی می­کنند، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی می كنند و ظرفیت تولیدی و بهره­وری آن را افزایش و بهبود می­بخشند. مک کله­لند چنین افرادی را کارآفرین می­نامد و عواملی نظیر شیوه جامعه­پذیری، شیوه­های تربیتی والدین، طبقه اجتماعی والدین، ایدئولوژی حاکم، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی می­داند. توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسبترین نوع جامعه­پذیری را تقویت استقلال فردی و ایجاد اعتماد به نفس می­داند که موجب کارآفرینی می­شود.

 

ویژگیهای فرهنگ كارآفرینی

- كارآفرینی؛ فرهنگ درك تغییر و كشف فرصت
كارآفرینان و شركتهای كارآفرین، همگام با تغییرات گام برمی‌دارند و می‌كوشند فرصتهای ایجاد‌شده در جریان این تغییرات را كشف و از آنها بهره‌برداری كنند. همگامی با تغییرات، مستلزم بستری فرهنگی است كه به تغییر بها می‌دهد و به استقبال آن می‌رود. بستری كه می‌تواند در صورت لزوم، رهیافتها و عملكردهای سنتی و قدیمی را كنار گذارد و رهیافتهای نوینی را برگزیند.
در عمیقترین لایه‌های فرهنگ كارآفرینی یك باور اساسی نهفته است و آن اینكه: ”نمی‌توان در امواج سهمگین تحولات، جزیره‌ای كوچك و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهای به ‌ظاهر مستحكم، جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات، مصون نگاه داشت“.

 

- كارآفرینی؛ فرهنگ مشاركت
در شركتهای كوچك، كارآفرینی، ساختار سازمانی ساده‌تری دارد و سلسله مراتب، بسیار مختصر و مفید است. درحالی‌ كه در ساختارهای منسجم و گسترده سازمانهای سنتی، سلسله مراتب گسترده‌ای حكمفرماست. در این سازمانها، فرهنگ تضمین امنیت شغلی، در مقابل ”اطاعت“ شكل می‌گیرد. اما در كارآفرینها بیشتر ساختار شبكه‌ای وجود دارد و به ‌جای فرایندهای عمودی، فرایندهای افقی در آنها جاری است. با كم‌شدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بیشتر بر مبنای مشاركت و درك متقابل شكل می‌گیرد.

 

- كارآفرینی؛ فرهنگ خلاقیت
كارآفرینان، افراد خلاقی هستند كه ایده‌های نو تولید می كنند و آن را در قالب یك شركت به سرانجام می‌رسانند. به علاوه در شركتهای كارآفرین، كاركنان می‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روشهای جدید را به محك تجربه بگذارند. در این شركتها افراد با خلاقیت و ابتكار عمل، تشویق می‌شوند. بها دادان به خلاقیت نه‌ تنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شركتها می‌شود،‌ بلكه زمینه مناسبی را برای رشد و شكوفایی استعدادها و ظرفیتهای انسانی فراهم می‌كند.

 

- كارآفرینی؛ فرهنگ استقلال‌طلبی و قبول مسئولیت
كارآفرینان، افرادی هستند كه روحیه استقلال‌طلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسئولیت كار و اشتغال خود (و حتی دیگران) را برعهده گیرند. این افراد معتقدند باید برپایه تواناییها، شایستگیها و فكرهای خود، امرار معاش كنند و اساساً روحیه ”كارمندی“ ندارند. در ساختار سازمانهای گسترده و سنتی ”امنیت شغلی“ بهایی بود كه در مقابل ”اطاعت“
  به كاركنان پرداخت می‌شد. اما در شركتهای كوچكِ كارآفرین، نه ”امنیت شغلی“ به معنای فراگیر آن وجود دارد و نه ”اطاعت“. در چنین شركتی كاركنان، خودگردان، خطرپذیر و مسئولیت‌پذیرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضایت مشتری، مسئول و پاسخگو می‌دانند.

 

- كارآفرینی؛ فرهنگ مخاطره‌پذیری
كارآفرینان، باید مخاطره‌پذیر باشند، یعنی بتوانند نسبت به موقعیت، شرایط، امكانات و در یك كلام آینده خود خطركرده و برای كسب ”موفقیتی محتمل“ مبارزه كنند. باید دولت یا دیگر حامیان مستقل، حاضر به پذیرش مخاطره مورد نیاز كارآ‏فرین باشند و ”سرمایه مخاطره‌پذیر“ برایش فراهم و او را در مراحل مختلف كارآفرینی همراهی كنند. افرادی كه دارای روحیه محافظه‌كاری و یا كارمندی هستند، اســاساً كارآفرینان موفقی نخواهند بود.
توسعه كارآفرینی با ایجاد فرصتهای برابر برای بروز استعدادهای نهفته افراد، می تواند درنهایت به توسعه عدالت اجتماعی در كشور منتهی شود.

 

ادبیات تجربی
مطالعات و تحقیقات انجام شده پیرامون موضوع كارآفرینی و بویژه كارآفرینی سازمانی در كشور بسیار محدود است. با این حال به تعدادی از آنها اشاره می­شود.
طراحی و تبیین الگوی پرورش مدیران كارآفرین صنعت از جمله مطالعاتی است كه توسط محمود احمدپور داریانی به عنوان رساله دكترا در دانشگاه تربیت مدرس در سال 1377 انجام گرفته است. وی در این پژوهش 120 مدیر موفق كارآفرین را كه با استفاده از دیدگاهها و نظرات وزارتخانه­های ذی‌ربط و خبرگان صنعت شناسایی و معرفی شده بودند، مورد مطالعه قرار داد و دو پرسشنامه تهیه و برای اندازه­گیری میزان موفقیت و تعیین ویژگیهای شخصیتی، میان آنها توزیع و جمع­آوری كرد. تجزیه و تحلیل انجام گرفته با استفاده از آزمونهای آماری همبستگی اسپیرمن، كای دو، ویلكاكسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل عاملی در 151 متغیر به عمل آمد. آزمون همبستگی انجام گرفته با معیار 95 درصد اطمینان تعدادی از ارتباطات را تأیید كرده است. در عین حال با استفاده از آزمون رگرسیون چندمتغیره و تحلیل عامل، تعدادی از عوامل موثر در موفقیت سازمانی و كارآفرینی مورد شناسایی و دسته بندی قرار گرفتند و در نهایت دو الگوی سازمان كارآفرین و موفق و در عین حال الگوی پرورش مدیران كارآفرین، معرفی و ارائه شد.
عبدالحمید پاپزن نیز در مقاله ای با عنوان توسعه سخت افزار، پول و امكانات و یا مغزافزار كارآفرینی، ارائه شده در همایش توسعه سال 1380 كه در روزنامه آفتاب در شماره 971 مورخ 2/4/82 نیز به چاپ رسیده است، به بررسی رابطه بین كارآفرینی و بیكاری در كشور پرداخته و بر آن عقیده است كه از نیروی انسانی جوان و جویای كار كشور كه می تواند به عنوان پتانسیلی عظیم برای توسعه محسوب شود، نباید براحتی گذشت. وی نقش عنصر كارآفرینی را در ایجاد اشتغال برای جوانان در كشور مهم و برجسته دانسته است.
حسن دانایی فرد در مقاله­ای با عنوان نقش دولت در ارتقای كارآفرینی در نشریه مدیریت و توسعه، نتیجه می­گیرد كه افزایش تعداد كارآفرینان در یك كشور موجب تقویت توان تأثیرگذاری گروههای كاروكسب كوچك بر دولت می­شود و كشورهایی كه قادر به ایجاد محركی برای كارآفرینی در اقتصاد داخلی خود هستند، ممكن است بتوانند خود را در یك روند فزاینده كار و كسبهای كوچك قرار دهند.
محمد سیدحسینی در پایان نامه كارشناسی ارشد خود در سال 1381 در دانشگاه علم و صنعت با عنوان شناسایی عوامل و شاخصهای اولویت­دار جهت دستیابی به سازمانهای كارآفرین در كشور، عوامل و شاخصهایی كه در صورت وجود در سازمانها به تقویت فضای نوآوری و افزایش انجام فعالیتهای كارآفرینانه در سازمان منجر می شو‌‌د، مورد بررسی قرار داده است. این عوامل در پنج دسته مطالعه شده اند كه عبارتند از: 1- حمایت مدیریت 2- فرهنگ 3- ساختار 4- سیستم‌ها 5-اهداف و راهبردها.

 

نتیجه­گیری
ارتباط میان كارآفرینی و فرهنگ، از دو سو قابل بحث است. از یك سو، نتایج كارآفرینی است كه بر جامعه تاثیر می‌گذارد و از سوی دیگر، خود فرایند كارآفرینی و فرهنگ حاكم بر آن است كه هم متاثر از مبانی فرهنگ جامعه است و هم می‌تواند در آن تحولات اساسی ایجاد كند. در واقع كارآفرینی، فرایندی اكتسابی است و خانواده در شكل‌گیری این فرایند نقش اساسی را ایفا می‌كند. خانواده می‌‌تواند عنصر پویایی و تحرك را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق كند؛ به شكلی كه فرد و جامعه در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالبهای اجتماعی نوآورانه شكل گیرد. در عین حال شرایط محیطی و نوع جامعه­ای كه فرد در آن رشد و نمو می یابد، نیز در شكل­گیری و ایجاد عادات و رفتارهای مختلف در فرد به میزان زیادی تأثیرگذار است.
كارآفرینی با ایجاد فرصتهای شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، پیش‌زمینه‌ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است. با برآورده‌شدن نیازهای اولیه معیشتی، زمینه برای بروز نیازهای عالی‌تر انسانی فراهم می‌شود كه اگر در مسیری درست هدایت شود، به شكوفایی و تعالی انسانها و جامعه می‌انجامد. از سوی دیگر، نحوه شكل‌گیری و ثمربخشی كارآفرینی، روشها و شیوه‌های خاصی را می‌طلبد كه بر پایه باورها و ارزشهای ویژه‌ای استوار شده است. مجموعه این روشها و باورها را می‌توان یك فرهنگ تلقی كرد. در واقع فرایند كارآفرینی در بطن خود فرهنگ خاصی را نهفته دارد. این فرهنگ را می‌توان همان فرهنگ حاكم بر شركتهای كارآفرینی كوچك دانست: مفهوم مشتركی است كه اعضای شركت پذیرفته‌اند و ارزشها، باورها و روشهای مشتركی است كه بر فعالیت شركت حاكم است. علاوه براین ویژگیها، تعمیق و گسترش فرهنگ كارآفرینی، بستری مناسب برای بسط عدالت در جامعه است. در یك جامعه كارآفرین، همه انسان‌ها فرصتهای یكسانی پیش روی خود دارند. در این جامعه، سرمایه یا زمین منشأ تولید ثروت نیست و در چنین جامعه‌ای افراد هوشمند، خلاق و صاحب‌اندیشه و نیز پرتلاش و مصمم، شانس بیشتری برای موفقیت دارند و صاحبان سرمایه‌های كلان نمی‌توانند ثروت را در انحصار خود نگه‌دارند. تمام اینها در كنار هم یك زمینه مناسب برای بسط عدالت در سطح اجتماع است.
نیروی انسانی جوان و جویای كار در كشور می تواند به عنوان پتانسیلی عظیم برای توسعه كارآفرینی و به تبع آن توسعه اقتصادی و فرهنگی جامعه محسوب شود. بنابراین با توجه به نقش كارآفرینی در توسعه همه جانبه در كشورهای صنعتی و پیشرفته، كشورهای در حال توسعه نیز در پی ایجاد موج گسترده و جدیدی از سازمانهای كارآفرین هستند كه برای رسیدن به این مهم می بایستی نقش و اهمیت فرهنگ كارآفرینی و عوامل رشد و توسعه دهنده و یا موانع آن در سازمانها مشخص و معرفی شوند. به عبارتی دیگر كارآفرینی به عنوان یك الزام و رویكرد نوین و تدبیر جدید اقتصادی در پاسخ به واقعیتها و شرایط جدید محیطی، یكی از راهكارهای ارزشمند در رویارویی و تقابل با ناكارآمدی اقتصادی و جلوگیری از پدیده­های منفی اقتصادی مانند بیكاری، محسوب می­شود. امروزه با به بن­بست رسیدن بسیاری از روشهای سنتی و پاسخگو نبودن آنها در رویارویی با مشكلات و معضلات علت و معلولی در اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی، ناگزیر به تعریف مفاهیم و چارچوبهای جدیدی هستیم كه در دنیای رقابتی و اقتصاد بدون مرز و آزاد بتواند جایگاه قابل قبول و رتبه مناسبی در بین اقتصادهای جهان برای كشور به ارمغان آورد و از بسیاری از هزینه­های گزاف بكاهد. این راه­حل و راهكار چیزی نیست مگر به‌كارگیری تمام ظرفیتها و قابلیتهای موجود و طرح و اجرای روشهای نوآورانه و خلاق مبتنی بر دانش و متكی بر امكانات ناشی از فناوری نوین كه آن عنصر مترقی، فرهنگ كارآفرینی است كه در آن كارآفرینان از هر قشر و رده و هر گروهی با تمام وجود و با برخورداری از كمترین امكانات و توقعات در بستر سازمانهای كوچك و بزرگ، ظهور و بروز می یابند.

 

منابع
-1 احمدپور داریانی، محمود، 1377، طراحی و تبیین الگوی پرورش مدیران كارآفرین صنعت، رساله دكترا دانشگاه تربیت مدرس، 1377.
-2 احمدپور داریانی، محمود،1380، كارآفرینی؛ تعاریف، نظریات، الگوها، انتشارات پردیس.
-3 پاپزن، عبدالحمید، توسعه سخت افزار، پول و امكانات و یا مغزافزار كارآفرینی؛ مجموعه مقالات همایش توسعه، 1380.
4- سیدحسینی، محمد، 1381، شناسایی عوامل و شاخصهای اولویت­دار جهت دستیابی به سازمانهای كارآفرین در كشور، پایان­نامه كارشناسی­ارشد دانشگاه علم و صنعت ایران.





نظرات() 


Bobbye
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:07 ق.ظ
Right here is the right web site for anyone who wishes to understand this topic.

You realize a whole lot its almost tough to argue with you (not that I
really would want to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a topic that
has been written about for decades. Great stuff, just excellent!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox