تبلیغات
مقــــــــالات علمـــــــی مدیـــــــریت آمــــوزشــــــــی - نظریه آشوب
 

نظریه آشوب

نوشته شده توسط :محـــسن مهــرگانی
پنجشنبه 27 آبان 1389-11:40 ب.ظ

 

نظریه آشوب

 

آشفتگی، بی نظمی، پیش بینی

 

 

در سال 1965 تئوری آشفتگی توسط ادوارد لورنز هواشناسی بكار گرفته شد و آنرا به یك علم تبدیل نموده در تمام علوم از جمله مدیریت وارد شد و تغییرات بنیادی ایجاد نموده است. جهت تئوری آشفتگی در مسیر دیدگاه سیستمی است. CHAOS به معنی درهم ریختگی و آشفتگی و بی نظمی است به این علم جدید تئوری پیچیدگی یا پویائی غیرخطی می گویند: و جنبه تئوری آشوب یانظم در بی نظمی توجه همه را به خود جلب كرده است .منشاء آن از رموز موجود در طبیعت است و با همت متخصصان با استفاده از رایانه منجر به تغییر جهت در اكثر رشته های علمی شده است در تئوری بی نظمی این طبیعت است كه الگوی واقعی را می سازد .الگو در فضای خود دارای نظم و در زمان دچار بی نظمی و برعكس در زمان دارای نظم و فضای خود بی نظم می باشند.(قدمی 1378 –ص 113)در زمان نیوتن وكپلر نوعی قطعیت بر دنیای علم حاكم بود واز آینده مطمئن قابل پیش بینی خبر می داد. یعنی الگو علت معلولی بود در قرن 20 نظریه « نسبیت » پیش بینی پذیری پدیده ها را دنبال كرد و در مكانیك كوانتومی با پدیده های روبرو می شویم كه هر قدر هم ابزار اندازه گیریمان دقیق تر شود ،ذاتا نخواهیم توانست وضع آینده آنها را به دقت محاسبه كنیم. در دهه 70 اندیشمندان نهضتی علیه تفكرات نیوتن و انشتین برپا داشتند و با تعدیل نظریات « هایزنبرگ » بر پایه گذاری حوزه جدیدی از تفكر كه بی نظمی ، آشوب یا نظم غایی نام دارد ، پرداختند در این حوزه ، نحوه نگرش به نظام هستی و طبیعت تغییر نمود ، و باید گفت: طبیعت اصلا آن چیزی كه دكارت بیان می داشت یعنی ماده بی روح كه كل آن را می توان با تحلیل اجزائش دریافت نیست . طبیعت آن چیزی كه نیوتون می گفت یعنی یك ماشین خوش رفتاری كه خداوند با قوانین معینی به كار انداخته كه اگر همه آن قوانین را پیدا كنیم ، قادر خواهیم بود آن را اختیار خود در آوریم ، هم نیست. البته به حساب ما خورشید ممكن است هر روز سر ساعت معینی طلوع كند . اما طبیعت مانند ساعت كار نمی كند. طبیعت عین پیچیدگی است ، یعنی آشوب . نتایج تئوری آشفتگی كه در علوم تجربی حاصل شده ، اكثرا كمك رایانه بصورت الگوهای قابل درك درآمد. رابرت می فیزیكدان نظری و فارغ التحصیل دوره فوق دكترای ریاضی دانشگاه هاروارد كه بعدها به بیولوژی تمایل پیدا كرد ، آشفتگی را در مورد رشد و كاهش جمعیت مورد بررسی قرار داد. ماندول بروت ریاضیدانی كه اقتصاد نیر می دانست و با ریاضی جدید خود هندسه اقلیدسی را در سایه قرارداد و به دنبال بررسی قیمت پنبه با استفاده از رایانه به نتایج حیرت آوری دست یافت . او در یك بررسی دیگر در مورد شناخت علت بروز اشكال در خطوط تلفن برای انتقال اطلاعات از یك رایانه به رایانه دیگر متوجه شد این اشكالات به صورت پیوسته پراكنده نیستند . ماندول بروت بررسی دیگری در مورد رودخانه های جهان انجام داد ودریافت رودنیل در معرض تغییرات بزرگ غیر عادی در طول سالیان بوده است . او هندسه جدیدی را به وجود آورد و انقلابی به راه انداخت .در واقع نظم در بی نظمی با استفاده از دیدگاه سیستمی موفق شده عامل وحدت بین علوم مختلف گردد.


مفهوم آشفتگی – بی نظمی

در بحث مابی نظمی و آشوب به مفهوم سازمان نیافتگی، ناكارایی ، و درهم ریختگی نیست . بی نظمی وجود جنبه هی غیرقابل پیش بینی و اتفاقی در پدیده های پویاست كه ویژگی های خاص خود را دارا می باشد . بی نظمی ، نوعی نظم غایی و نظم در بی نظمی است . همان گونه كه « هیلز » Hayles,1990) توصیف می كند. بی نظمی و آشوب نوعی بی نظمی منظم یا نظم در بی نظمی است . بی نظم از آن رو كه نتایج آن غیرقابل پیش بینی است ومنظم بدان جهت كه از نوعی قطعیت برخوردار است. بی نظمی در مفهوم عملی یك مفهوم ریاضی محسوب می شود كه می توان آن را نوعی اتفاقی بودن همراه با قطعیت دانست . قطعیت آن به خاطر آن است كه بی نظمی دلایل درونی دارد و به علت اختلالات خارجی رخ نمی دهد و اتفاقی بودن به دلیل آن كه رفتار بی نظمی، بی قاعده وغیر قابل پیش بینی است . تاثیرات عمده ای كه نظریه آشوب بر تصمیم گیری بر جای می گذارد ، به طور خلاصه به شرح ذیل است :

1- در دنیای متلاطم و آشوب زده امروزی باید به جای تمركز بر تصمیم گری بلند مدت ، تصمیم گیری كوتاه مدت وانعطاف پذیر را مدنظر قرار داد.

2- برنامه ریزی اقتضایی وانعطاف پذیر به عنوان بخشی از فرآیند تصمیم گیری هر سازمان اهمیت زیادی به خود گیرد.

3- باید به رویكردهای شهودی وابتكاری نسبت به تصمیم گیری عقلایی ارزش و اهمیت بیشتری داده شود .

4- ایجاد ساختارها و نظامهای موقتی از اهمیت بیشتری برخوردار شوند.

5- اصلاح فرهنگ های سازمانها برای جذب ارزشها و معیارهای جدید و متناسب با جهان پر از آشوب باید مدنظر قرار گیرد.

6- باید درون آشوب و بی نظمی دنبال نظم بود.

 

پنج رهنمود برای مدیریت در شرایط آشوب یا آشفتگی

پنج توصیه زیر به منزله پنج اصل اولیه برای مدیریت در شرایط آشوب است

1- باز اندیشی در مفاهیم سنتی مدیریت: نویسندگان می نویسد: ساختارهای نیوتنی كه را هر كدام ازما كه دردسر گرفتاری در چنبره بوروكراسی را چشیده با آن آشناست. نیازمند سلسله مراتب عظیمی است كه هر چه بیشتر می رود اعمال كنترل بیشتری را به همراه صرف منابع انرژی برای حفظ حیات این هیكل عظیم می طلبد. تفكر نیوتنی به ما می آموخت كه در مدیریت امور ثابت ویكنواخت ، متخصص شویم و به كارآیی فكر كنیم .. اما اكنون نیازمند هماهنگ كردن تغییر پذیری و اثر بخشی هستیم ، یعنی مدیریت و فرآیند تغییر ( تابنده ، 1376 ،ص 32) نظریه پیچیدگی برای مدیران این پیام را دارد كه دیگر نمی توان از طریق اهداف سلسله مراتبی یا از طریق منطق از پیش تعیین شده ، مثل اینكه در طراحی پل ها یا ساختمانها به كار گرفته می شود ، سازمانها را اداره كرد. آنها باید بیاموزند كه رخدادها و تغییرات در جریان زمان ظهور می كنند.مدیران خود نیز بخشی از این تغییر هستند آنها باید به جای طرح ریزی و كنترل به شكل سنتی ، به روان سازی فرآیند تغییر بیاندیشند ( مورگان ،1997)

2- هنر تغییر: سیستم های پیچیده و آشوب دائما بین جاذبه های مختلف اسیر هستند . این وضعیت تا آنجا ادامه می یابد. كه یكی از جاذبه های جدید بتواند بر نیروهای جاذبه  مسلط غالب شود . پس از آن مجددا سیستم به سوی نقاط بحرانی حركت می كند و بازدرگیری شروع می شود ودر این مسیر فرآیند تكامل پیموده می شود.اكنون پرسش این است كه در این اوضاع از مدیران چه كاری ساخته است ؟ آیا باید دست بر دست منتظر حوادث و پیشامدهای در حال ظهور بمانند و یا در این بی نظمی و بحران از آنها كاری ساخته است ؟پبترسنگه معتقد است كه در هر سیستم دو دسته حلقه به نام حلقه های تقویت كننده و حلقه های متعادل كننده به كار مشغولند. حلقه های تقویت كننده در پی تغییر جاذبه مسلط و حلقه های متعادل كننده در پی پایداری و ثبات آن هستند . او در این باره چنین می گوید:« رهبرانی كه سعی در ایجاد تغییر در سازمانهای خود دارند ، ناخودآگاه به مقابله با فرآیندهای متعادل كننده می پردازند ، آنها مقاومت از طرف سیستم خود را در مقابل تغییرات احساس می كنند ولی عملا منشاء این مقاومت را نمی یابند. هر زمانی كه مقاومتی در مقابل تغییر مشاهده شد ، شما باید توجه كنید كه یك یا چند فرآیند متعادل كننده مخفی مشغول فعالیت هستند، این مقاومت نه پایدار و زودگذر است و نه چیزی اسرارآمیز، بلكه ناشی از ترس تغییر در هنجارهای سنتی سازمان و نحوه انجام امور است . رهبران آگاه مدیر به جای افزایش فشار برای انجام تغییرات در سازمان ودر هم شكستن ها در جستجوی یافتن منابع این مقاومت هستند ، (سنگه ،1375، ص 111)

3- تغییرات كوچك و اثرات بزرگ: نظامهای غیر خطی در شرایط آشوب و بحران ، نسبت به تغییرات كوچك و جزئی بسیار حساس بوده و كوچكترین نوسانات اختلالات در آنها در اثر تقویت در كل نظام تشدیده شده و می تواند منجر به تغییرات بزرگ شود . این ویژگی به اثر پروانه ای1 معروف است . لورنز دانشمند هواشناس كه اثر پروانه را مطرح كرد ادعا كرد كه ممكن است در اثر بال زدن پروانه ای در پكن طوفانی در نیویورك برپا شود . این نظریه برای مدیران حامل این پیام است كه «برای انجام تغییرات بزرگ نیاز به دستگاههای عریض و طویل نسبت بلكه باید نقاط حساس و تعیین كننده را پیدا كرد و آنگاه با اعمال تغییر كوچكی سازمان را به سوی تغییرات بزرگ هدایت كرد.

4- نقش مدیران : در سیستم های پیچیده و غیر خطی ، امكان طرح ریزی و پیش بینی دقیق عملیات سیستم وجود ندارد . شكل ها و وضعیت ها خود ظهور می كنند و نمی توان آنها را تحمیل كرد . مدیران تنها قادرند كه زمینه های بروز « جاذبه مطلوب » را ایجاد كنند یا اینكه پارامترهایی را كه بر روند تكاملی سیستم مؤثر هستند را تغییر دهند. مدیران باید با اصول و مفاهیمی همچون خود سازماندهی ، سازمانهای یادگیرنده ، گروههای خودگران ، تواناسازی ، سازمانهای هوشمند و استعاره هایی همچون ارگانیسم زنده ، مغز و هولوگرام كه با این پارادیم وارد ادبیات مدیریت شدند ، آشنا شوند . آنها باید به هر ابتكار و تجربه ای به عنوان یك فرصت یادگیری نگاه كنند و سازمان را به یادگیری ، كسب تجربه و آزمایشگری تشویق سازند.

5- یادگیری هنر جورسازی (كلاژ): استعاره كلاژ 1به معنی در هم آمیختن كلاژ هنری است كه در آن با كنار هم قراردادن اشیاء ، قطعات ، تصاویر ، طرحها و اجزاء ناهمگون و متضاد هویتی نو، بدیع و بامعنا می سازند .امروزه مدیران با نظامهای غیر خطی و پیچیده ای كه دارای وجوه متعدد ، متفاوت ، درگیر و پویا است روبرو هستند . برای طراحی و هدایت این كشتی (سازمان ) در اقیانوس امواج تغییرات، تنها از یك ساختار، یك سبك ، یك دیدگاه و نگرش، یك راهبرد، یك روش و  فناوری یك فرهنگ و یك ریخت ، كاری ساخته نیست. به همین جهت آنها باید دائما در حال جور سازی ریخت سازمان به شكل مقتضی و مناسب باشد .تانن بام (1998) مقید بودن تئوری آشوب را در قالب تاثیری كه بر نقش های مدیر در سیستمهای پیچیده غیر خطی دارد، مورد بحث قرار می دهد.

1) مدیریت دوره گذار

2) ایجاد حالت ارتجاعی در سازمان

3) بی ثبات سازی سیستم

4) مدیریت نظم و بی نظمی حال و آینده

5) خلق و حفظ یك سازمان یادگیرنده ( الوانی ، 1381،ص184).

 





نظرات() 


Can better posture make you taller?
دوشنبه 13 شهریور 1396 12:58 ق.ظ
Pretty! This was an extremely wonderful article.
Thanks for providing this info.
Orval
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:06 ق.ظ
What i don't realize is actually how you're not really a lot more
well-appreciated than you might be right now. You're so intelligent.

You already know thus significantly with regards to this
matter, produced me personally consider it from a lot of varied angles.
Its like men and women aren't interested until it is one thing
to accomplish with Girl gaga! Your individual stuffs great.

Always take care of it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox