تبلیغات
مقــــــــالات علمـــــــی مدیـــــــریت آمــــوزشــــــــی - نظریه خود مدیریتی ABC
 

نظریه خود مدیریتی ABC

نوشته شده توسط :محـــسن مهــرگانی
پنجشنبه 27 آبان 1389-11:33 ب.ظ

نظریه خودمدیریتی

 

برگردان: دکتر اصغر شریفی 

 

 

خودمدیریتی، در پاسخ به نیازهای روانشناسی و مدیریتی ظهور كرد خود مدیریتی به نیروهای درونی برای ایجاد تحول، افزایش قدرت تولید و افزایش توانایی‌های مدیریتی افراد تاكید می‌كند. Ellis (1976)، Dyer (1976)، Seligmen(1990) و سایر افرادی كه در این زمینه فعالیت كرده‌اند. اصولی را برای خودمدیریتی در بخش عمومی مطرح می‌كنند كه از طریق افزایش شناخت تغییر شیوه‌ها به عنوان انگیزه‌های درونی ایجاد تحول در رفتار صورت می‌گیرد. Bandura  (1977)، Potter (1954) درون (1966) تلاش كرده‌اند تا فرایندهای شناختی كه به انگیزش شخصی (خود انگیختی) و خودمدیریتی منجر می‌شود تشریح كنند. تحقیقات آنها نشان داد. افرادی كه انتظار موقعیت دارند و باور دارند كه نتایج بیرونی ناشی بدنبال آنها بدست خواهد آمد مهارتهای خودمدیریتی قوی‌تری دارند تا افرادی كه انتظار شكست دارند و نمی‌توانند بین تلاش‌های خود و واقع بیرونی زندگی ارتباط برقرار كنند. مدل Abc[1]

O'Keefe &Berger's (1999-1993) رویكرد ABC را برای رده‌بندی خودمدیریتی بكار گرفتند. آنها عملكرد افراد را در سه زمینه كلی طبقه‌بندی می‌كنند، اثرات، رفتار و شناخت، آنها چنین فرض می‌كنند كه بهبود عملكرد و انگیزش افراد در حد متوسط است. بنابراین اثربخشی، شناخت در رفتار افراد آنرا تعیین می‌كند. اگر به یك بعد توجه كنیم آثار سایر جنبه‌ها را نادیده گرفته‌ایم. بارگیری اینكه چگونه خودمان را مدیریت كنیم برای افراد، كاركنان، گروه‌های علمی همینطور برای ارتقاء قدرت تولید كارگران ضروری است. یاددادن به دانشجویان برای اینكه بتوانند خودشان را تغییر دهند بتوانند تفكر انتقادی داشته باشند اهداف معنادار برای خود تدوین كنند، با دیگران بخوبی تعامل داشته باشند و خوشحال باشند. خودانگیختگی داشته باشند، تولید فردی داشته باشند چیزهایی كه باید دید آموز خودمدیریتی به آنها توجه شود. تقریباً همه چیز به این توانایی‌ها بستگی دارد. در حالیكه مربیان كمی این توانایی‌ها را به عنوان بخشی از مسئولیت‌های خودشان برای آموزش این مهارتها در نظر دارند با این حال بیشتر آنها می‌گویند دانشجویان نیازمند یادگیری آنها هستند امروزه خودمدیریتی به عنوان بخشی از برنامه‌های آموزشی دانشجویان مدید محسوب می‌شود (1998 Ellis). به طور كلی خودمدیریتی به عنوان فرایند جهت‌دهی شخصی تمایلات، رفتار و شناخت افراد به سمت برآورده كردن وظایف یا اهداف تعریف می‌شود. خودمدیریتی به عنوان یك نیروی قوی برای توسعه در تمام زمینه‌ها محسوب می‌شود. زیرا برای هر زمینه مدلی ارائه می‌دهد. چنانچه یك فرد بتواند احساسات رفتارها و عقاید خود را كه در موقعیت عدم موفقیت او بهینه شناسایی كند در این صورت اهداف فردی و سازمانی براحتی تحقق خواهند شد. با اینحال قبل از اینكه اهداف محقق شوند افراد باید ابتدا بتوانند بین احساسات، رفتار، و عقاید خود تمایز قایل شوند، روابط آنها را بشناسند و با استراتژیهای خود تحولی آشنا شوند. استراتژیهایی كه می‌توانند برای تغییر در تمایلات، رفتار و شناخت افراد مورد استفاده قرارگیرد و آنها را قادر سازد برای رفع نیازها از آنها استفاده كنند.

 

گام اول: شناخت مدل  ABL

مدل ABL در خودمدیریتی چهارچوبی را فراهم می‌كند برای تمایز بین تمایلات، رفتار و شناخت خود فرض اساسی این مدل آن است كه یك فرد ابتدا نیازمند آن است كه چیزی را كه می‌خواهد تغییر دهد شناسایی كند. تمایلات چنبه‌های ظاهری احساسات ما را نشان می‌دهد. مردم معمولاً در مورد احساس خودشان شناخت كافی ندارند و بخوبی آنرا نمی‌شناسند زیرا احساسات با شناخت‌های ما در هم آمیخته است لذا اغلب مدعی می‌شوند كه احساسات دلیل انجام یا عدم انجام هر چیزی است. تعیین اینكه چه نوع احساسی در یك موقعیت سودمند و چه نوع احساسی مانع رسیدن به اهداف است اهمیت دارد. رفتارها پاسخهای قابل مشاهده، اعمال و اشارات ما را تشكیل می‌دهند. آنها قابل مشاهده و قابل اندازه‌گیری هستند بنابراین راحتر از هیجانات یا واكنش‌ها قابل شناسایی هستند. سوال اصلی آن است كه چه رفتارهایی باید حفظ شود چه رفتارهایی تغییر یابد و چه رفتارهایی باید اصلاح شود تا بتوانیم به هدف شخصی برسیم. بوضوح تغییر برخی رفتارها از برخی دیگر مشكل‌تر است با اینحال وقتی شناسایی شوند مشخص می‌شود كه چه نیازهایی باید برطرف شود و فرد به چه چیزی باید نایل شود. شناخت در برگیرنده باورها، ارزش‌ها، انتظارات، تصورات، تصمیم‌گییری، حل مساله فرایند استدلال و درك از خود دیگران و جهان می‌باشد. این ادراكات و باورها شامل باورهای موثر، و درك از موقعیت كنترل و انتظارات می‌باشد.

 

گام دوم تعاملات BAC

بوضوح هیجانات، رفتارها و شناخت‌ها به طور جداگانه‌ شكل نمی‌گیرند. آنها روی یكدیگر اثر دوجانبه می‌گذارند چیزی كه اینجا اهمیت دارد آن است كه بدانیم این اثرات چگونه اتفاق می‌افتد.

 

گام سوم: خودانگیزشی

وقتی تعاملات ABC را شناختیم این مفاهیم كلی ممكن است برای درك و مدیریت انگیزش شخصی بكار رود. در این زمینه عنصر اساسی انگیزش تغییر و ارائه آن به صورت فرمول‌های عملی برای خودانگیختگی است. انگیزش برحسب سناخت‌ها و احساسات به موجب برانگیختگی رفتار می‌شوند درك می‌شوند. این دانش می‌تواند برای انگیزش مثبت، كاهش انگیزش منفی یا برطرف كردن مشكلات انگیزشی مورد استفاده قراربگیرد.

 

گام چهارم: فنون تغییر هیجانات، رفتارها و احساسات

ضرب‌الامثل قدیمی می‌گوید: اگر شما به یك نفر یك ماهی بدهید. او را برای یك روز سیر كرده‌اید. ولی چگونگی ماهی گرفتن را به او یاد دهیم او را برای تمام عمر سیر كرده‌ایم. خودمدیریتی بر این مفروضه استوار است كه مردم می‌توانند ماهی گرفتن را یادبگیرند و غذای خود را برای تمام عمر تامین كنند. بنابراین روش‌های موثر تغییر رفتار هیجانات و شناخت‌ها در متن مدل ABC معرفی می‌شوند.

 

گام 5 زمینه‌های عملی

وقتی افراد توانستند الگوی تفكر، باورها، احساسات و رفتارهایی كه در انگیزش و سایر جنبه‌های كاركردی آنها اثر می‌گذارند، آنوقت در موقعیتی قرار می‌گیرند كه بتوانند از فنون خود – تحولی مناسب استفاده كنند.  (Self change Techniques) زمینه‌های كاربرای محدود به تصورات انسان هستند. این رویكرد با علائ فردی قابل تطبیق هستند و افزایش انگیزش مثبت، تقویت ارتباطات، مدیریت زمان، مهارتهای رهبری و حل مسائل انگیزه سایر زمینه‌ها قابل استفاده هستند. مدیریت زمان، مطالعه عادتها، ارتباطات و احترام به خود زمینه‌های محدودی هستند كه دانشجویان آنها را سودمند می‌دانند. چگونه می‌توان محیط دانشگاهی را ایجاد كرد كه خودمدیریتی به عنوان بخشی از رسالت‌های آن درآمده است. گام اول و بهترین گام آن است كه اصول خودمدیریتی در تولد حرفه‌ای، مدیریت، فعالیت‌های آموزشی نفوذ لحاظ شود و در رسالت‌های سازمانی، ارزش‌ها، اهداف،‌ رهبری و انتظارات موردتاكید قراربگیرد. رسالت دانشگاه باید پرورش دادن دانشجویان خودفرمان باشد. افرادی كه می‌دانند برای رسیدن به اهداف خودشان را چگونه برانگیخته و مدیریت كنند در حالیكه به دیگران احترام می‌گذارند.

ارزش‌های محوری سازمان بیاد خودمردم، دانشجویان، هیات علمی، كاركناو مدیران باشد.

اهداف تمام واحدها باید برحسب اهداف آرمان و عینی تنظیم شود و در آن كمك به دانشجویان به منظور توسعه سلامت فیزیكی و روحی، توانایی تفكر انتقادی و عمل مسئولانه پیش‌بینی كرد.

رهبری باید در تمام زمینه‌ها جاری باشد. كاركنان و مدیران باید از خودشان همان انتظاری را برای مهارتهای خود مدیریتی داشته بانشد كه از دانشجویان دارند.

- انتظارات مشترك تمام اعضای دانشگاه باید از یكدیگر آن باشد كه رسالت‌های سازمانی از طریق تنظیم اهداف پیشرو برای دانشجویان برآورده شود. (Policy pdf)

 





نظرات() 


myrnasnodderly.soup.io
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:54 ب.ظ
I got this site from my pal who shared with me regarding this website and
at the moment this time I am visiting this website and reading very informative articles at this place.
Doug
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:47 ق.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this blog.
It's simple, yet effective. A lot of times it's very difficult to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appeal.
I must say that you've done a fantastic job with this.
Additionally, the blog loads super fast for me on Opera. Superb
Blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox